به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

محوطه باستانی مزرعه مفیدی پس از تخریب کامل

محرم سال۱۳۸۸ خورشیدی بود که بچه های انجمن حامیان میراث کهن تلفنی بهم اطلاع دادند که سریع خودم را به حسینیه کشکنو برسونم. ابتدا فکر کردم تعزیه یا برنامه ای مذهبی است که دوستان تمایل دارند که من هم توش حضور پیدا کنم ولی بعد از اینکه به حسینیه کشکنو رسیدم و تصاویری مبهم را که از موبایل بچه ها گرفته بودند دیدم واقعا متحیر شدم. تصاویر مربوط به سنگ نگاره هایی بود که در اطراف اردکان توسط جواد حوت کشف شده بود و بنده خدا جواد هم با پاکدستی سید ماشالله اردکانیان و سید باقر جوکار و برادرش جلال را از این موضوع مطلع کرده بود.

و ماجرا از اینجا آغاز شد. ابتدا قرار بود انجمن حامیان میراث کهن اردکان بواسطه این کشف استثنایی که حداقل تاریخ اردکان را تا ۱۰ هزار سال عقب می برد جشنی برگزار کند و این خبر مسرت بخش را به سایر همشهریان فرهنگ دوست ابلاغ نماید. نقطه های امیدواری پررنگی در دل دوستداران میراث شکل گرفته بود . حالا بعد از این کشف ما می توانستیم حضور اردکان را در دوران پیش از تاریخ به چالش و مطالعه بکشیم ٬  ولی حالا بعد از تقریبا سه سال باید در صدد برگزاری سوگواره و تعزیتی برای این اثار گرانسنگ باشیم.

نمی دانم از چه بنویسم و از کجا شروع کنم. انگشت اتهام به طرف کدام فرد حقیقی و حقوقی دراز کنم.ای کاش این اثار همچنان گمنام باقی می ماندند و برای نسل های اینده که شاید توجه بیشتری به میراث گذشتگانشان داشتند باقی مانده بود.خدا می داند روز جمعه ای که جلال احسان زاده برای راهنمایی یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد یزدی که تز پایان نامه اش را موضوع سنگ نگاره های استان یزد قرار داده بود و با خواهش و تمنای من آنها را همراهی کرده بود ٬ این خبر را تلفنی بهم داد مانند کسی که عزیزی را از دست داده باشد گریستم. شاید حالا اهمیت و ارزشمندی این میراث کمی نهفته باشد ولی متاسفانه باید بگویم یکی از ارزشمند ترین آثاری که می شد در خصوص دیرینگی و پیشینه تاریخی چند هزار ساله اردکان رویش کار کرد و نتایج مطالعاتی بسیار ارزشمندی هم در پی داشت همین اثار بود که متاسفانه دیگر وجود ندارند.

شاید من از همه خود را بیشتر در این قضیه مقصر می دانم چرا که از همان ابتدا اصرار داشتم که این اثار بایستی در جای خود باشند و به جای دیگر منتقل نشوند چرا که این اثار و میراث گرانسنگ در موضع جغرافیایی واقعی خود بودند که مفهوم و معنا پیدا می کردند.شاید من اعتماد بیش از اندازه ای به سیستم داشتم و شاید هم خیلی به این موضوع معتقد بودم که این نگاره ها بایستی بر مبنای قوانین یونسکو مورد حفاظت و پشتیبانی در محل قرار گیرند. نمی دانم به خدا کلافه و سردرگمم. مگر ما یعنی انجمن حامیان میراث کهن در این قضیه چه قصوری داشتیم مگر نه اینکه با کمترین امکانات این اثر را در فهرست اثار ملی به ثبت رساندیم و چندین چند بار جلسه گرفتیم و نامه نگاری کردیم و در همین اواخر هم با آقای ناصری فرد متخصص در سنگ نگاره های ایران مکاتبات فشرده ای برای برگزاری یک همایش برای این اثار بودیم.مگر ما نماینده محترم شهرستان را برای بازدید به محل نبردیم

با گفتن این حرف ها نمی خواهم که کسی را در این قضیه مقصر بدانم که در واقع همه مقصریم از من کارشناس گرفته تا مسئولی که حساسیت و اهمیت این اثار را درک نکرد و ما را همراهی نکرد.ای کاش به صورت غیر قانونی و در آخرین بازدیدی که از محل داشتیم و دیدیم که برخی نقوش مورد تعرض قرار گرفته ٬ شبانه همه آثار را به شهر منتقل می کردیم و سختی هرگونه انگ و نسبت ناروا را برخود روا می داشتیم ولی این اثار را داشتیم.

نمی دانم شاید هم چون این آثار توسط انجمن حامیان معرفی و ثبت شد اهمیت نداشت و اگر توسط انجمن دوستداران محیط زیست یا انجمن چارسوق کشف می شد خیلی ببیش از اینها طرف توجه قرار می گرفت .

این سنگ نگاره نابود شد بدون اینکه به درستی برای مردم و جامعه علمی کشور معرفی شود. نقش یوز منحصر به فرد این مجموعه می توانست در آینده ای نزدیک سندی معتبر در خصوص بومی بودن این حیوان در این منطقه باشد و بتواند پای بسیاری از کارشناسان ملی و جهانی را به منطقه باز کند.خوب به یاد دارم در مکاتباتی که با دکتر ناصری فرد داشتم او از این مجموعه به عنوان یکی از اثار گرانسنگ هنر صخره ای در ایران یاد کرده بود و بنده خدا خیلی مشتاق بود تا با کمترین هزینه بیاید و مقدمات معرفی و شناسایی عمومی اثر را فراهم آوریم.

در یکی از پست های قبلی وبلاگم در ضرورت مطالعات باستان شناسی در اردکان قلمفرسایی کردم و نوشتم که بابا به پیر به پیغمبر این همه مرمت اصولی و غیر اصولی در بافت تاریخی کافی است کمی هم در خصوص چرایی و چگونگی شکل گیری این اثار به بحث بپردازید و اینقدر ظواهر را درشت نمایی نکنید به گوش کسی نرفت و نخواهد رفت.

البته مثل روز برایم روشن بود که روزی این بلا به سر این اثر خواهد آمد همچنان که در فقره های اینده این مصیبت دامن بادگیرها و دیگر اثار تاریخی شهرمان و دیارمان و کشورمان را خواهد گرفت

مسئولان و متصدیان امر بیایید و با عبرت گیری از این قضیه کمی جدی تر و مسئولانه تر با این قضایا برخورد کنید.

اف بر ما اف بر ما که دست روی دست گذاشتیم و غفلت کردیم.